باران. . . اولين روز باراني را به خاطر داري ؟ غافلگير شديم ... چتر نداشتيم . . . خنديديم . . . دويديم . . . به شالاپ شلوپ هاي گل آلود عشق ورزيديم . دومين روز باراني را چطور ؟ پيش بيني اش را کرده بودي ، چتر آورده بودي . من غافلگير شدم . . . سعي ميکردي من خيس نشم ، شانه سمت چپ تو کاملا خيس شده بود . سومين روز باراني را چطور ؟ گفتي سرت درد ميکنه ! حوصله نداشتي سرما بخوري ! چتر را کامل بالاي سر خودت گرفتي ! و شانه سمت راست من کاملا خيس شد . . . . . و چند روز پيش را به خاطر داري ؟ با يه چتر اضافه اومدي !!! مجبور بوديم براي اينکه پين هاي چتر توي چشامون نره دو قدم ازهم دورتر راه برويم ! فردا ديگر براي قدم زدن نمي آيم ! تنها برو . . . منبع : جنگ نرم |باران. . .
برچسب ها : باراني ,خاطر داري